

برای خواب معصومانه ی عشق ..... کمک کن بستری از گل بسازیم
صلات ظهر مرداد هواي پخته ي منگ
دو تا بچه ي بي خواب تَهِ يه کوچه ي تنگ
با يه تفنگ چوبي يه تير کمون ، يه مشت سنگ
مي رفتيم جنگ دشمن کامان ؛ کيو کيو، بنگ بنگ ...
چقدر سرخپوست کشتيم
تو اون کوچه ي بن بست
چه فصل ساده اي بود
برادر ، خاطرت هست ؟ . . .
همه سرگرم بازي همه بي خبر و شاد
کسي از روز غصه خبر اصلا نمي داد
هواي بچگي ها بهار مهربوني ،
گذشت و ما رسيديم به فصل نوجووني. . .
شباي خوش جمعه شباي سينما بود
ستاره ي فرنگي چراغ راه ما بود
يکي آواز مي خوند مث " الويس پريسلي "
يکي " جيمز دين " مي شد واسه زهرا و ليلي
چه بوسه ها گرفتيم
تو اون کوچه ي بن بست
کتک هم خوب خورديم
برادر ؛ خاطرت هست؟ . . .
بهار بود و هنوز هم شب جيک جيک مستون
هنوزم پرده ها بود رو صورت زمستون
گذشت اون شب روشن شب ستاره و ماه
رسيد نسل من و تو به اولين بزنگاه. . .
بزنگاه بدي بود چهل سوي پُر آشوب
نه يک همدرس دانا نه يک همسفر خوب
يکي رو باد ميبرد پي ميراث شرقي
يکي رو آب مي برد به مغرب ترقي
چقدر ممنوعه خونديم تو زير زمين بد بو
همه اش بحث و جدل بود سر " پيام" " شاملو
تو پيچ پيچ شب ما قيامت بود و غوغا
يکي خمار” اِنگلس " يکي نشئه ي" بودا"
تو مسجد ، شاعر چپ !!
تو کافه مؤمن مست !!
عجب سرگيجه اي بود
برادر خاطرت هست ؟ . . .
هنوز شباي جمعه شباي سينما بود
تب تند " گوزن ها " تو کوچه هاي ما بود
به يادم هست که يک روز همه جسور و شير دل
شديم آرتيست اول تو فيلم حق و باطل
موتور ، شب نامه ، چاقو رفيق مترقي
زن نيمه برهنه توي حجاب شرقي
هواي شور و شَر بود تو اون کوچه ي بن بست
يکي گلوله مي خورد يکي قداره مي بست
همه شيفته و سر مست
تو رؤيا مونده در بست
چه خواب ها که نديديم
برادر خاطرت هست ؟ . . .
ديگه يادي ندارم از اون جيک جيک مستون
بهار مُرد و زمين رقت به رؤيت زمستون
شکست کشتي مهتاب تو گِل موجِ هيولا
ستاره بود که مي رفت به قعر شب دريا
ديگه سکوت تار و کمونچه ي شبانه
حقيقت بود ، حقيقت نه فيلم بود ، نه ترانه
تفنگ هاي حقيقي برادر هاي دلتنگ
ببين گردش چرخ رو بازم کيو کيو ، بنگ بنگ
شبي صد دفعه مُرديم
تو اون کوچه ي بُن بست
چه فصل وحشتي بود
برادر خاطرت هست ؟ . . .
گذشت اون فصل و ما هم گذشتيم با دل سرد
مث غبار اندوه سوار باد ولگرد
از اين گودال به اون گود از اين چاله به اون چاه
سفر کرديم ، رسيديم به آخرين بزنگاه . . .
رو خاک سست غربت نشستيم تلخ و سنگين
يکي افتاده از دل يکي افتاده از دين
تو اين غربت بيمار تو اين بيراهه ي تار
نه يک راه بلدي بود نه يک قافله سالار
گُم و گور، رفته از دست
تو اين بهشت سرمست
چه دوزخي چشيديم
برادر ؛ خاطرت هست ؟
صلات ظهر مرداد هواي پخته ي منگ
دو بچه ي مهاجر تو يک اتاقک تنگ
با يه دکمه ، يه مشت سيم يه جعبه نور خوشرنگ
نشستن گرم بازي کامان ، کيو کيو ، بنگ بنگ
بازم کيو کيو ، بنگ بنگ . . .
هنوز ، کيو کيو ، بنگ بنگ .
بوسه نذاشت
اومدم غصه رو باور نکنم
شب نمیذاشت
حالا باور بکنم یا که باور نکنم
دردی درمون نمیشه
کاری آسون نمیشه
کوه غصه توی قلبم دیگه بیرون نمیشه
ما به هم محتاجیم
مثله دیوونه به خواب
مثله گندم به زمین
مثله شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
مثله ما به آدما
مثله یک ماهی به آب
مثله آدم به هوا
ما به هم محتاجیم
دستامون ازهم اگه دوره بمونه
شب شیشه ای دیگه نمیشکنه
از تو این شیشه ای همیشگی
خورشید مقوایی سر میزنه
به عزای دوری دستای ما
کوچه ها ساکت و بی صدا میشن
بوی همه جا رو میگیره
همه ی درها به غربت باز میشن
جاده هامون که به خورشید می رسن
مثله تاریکی بی انتها میشن
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
باور کن، صدامو باور کن
صدایی که تلخ و خسته اس
باور کن، قلبمو باور کن
قلبی که کوهه اما شکسته اس
باور کن، دستامو باور کن
که ساقه ی نوازشه
باور کن، چشم منو، باور کن
که یک قصیده خواهشه
وسوسه ی عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردنه
اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست
مثل غزل چه عاشقا نه اس
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه اس
باور کن، اسممو باور کن
من فصل بارون دردم
مترود باغ و گل و شبنم
درختم
درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن، همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن، حرف منو باور کن
که من همیشه عاشقم
گوگوش
خوابم یا بیدارم
توبا منی با من
همراه وهمسایه
نزدیکتر از پیرهن
باور کنم یا نه
حُرم نفسهاتو
ایثار تنسوز نجیب دستاتو
خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو که بیدارم
بگو که رویا نیست
بگو که بعد از این
جدایی با ما نیست
اگه این فقط یه خوابه
تا ابد بزار بخوابم
بزار آفتاب شم وتو خواب
از تو چشم تو بتابم
بزار اون پرنده باشم
که با تن زخمی اسیره
عاشق مرگه که شاید
توی دست تو بمیره
خوابم یا بیدارم
عید اومده از خواب
آغوشتو وا کن
ای بهترین تعبیر
با من مدارا کن
ای عشق دامن گیر
من بی تو اندوه سرد زمستونم
پرنده ای زخمی ، اسیر بارونم
ای مثل من عاشق
همتای من محبوب
بمون
بمون با من
ای بهترین
ای خوب
پل بین دو مرگه مرگی که ناگزیره
حتی خود تولد آغاز راه مرگه
حدیث عمروآدم حدیث بادوبرگه
آغازیک سفربود وقتی نفس کشیدیم
با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دویدیم
تو این غمار کوتاه نبوده هستی باختیم
تا خنده رو ببینیم از گریه آینه ساختیم
آدم خیلی حقیره بازیچه ی تقدیره
پل بین دو مرگه مرگی که ناگزیره
فرصت همین امروزه برای عاشق بودن
فردا می پرسیم از هم غریبه ایم یا دشمن
ای آشنای امروز عشق من وباورکن
فردا غریبه هستیم امروزوبا من سرکن
تولد هر قصه یک جاده ی کوتاهه
اول وآخر مرگه موندن میون راهه
اگرچه عاجزانه تسلیم سرنوشتیم
با هم بیا بمیریم شاید یک روز برگشتیم
آدما رو عشقشون پا میذارن
آدما، آدم و تنها میذارن
من و دیگه نمی خوای خوب میدونم
تو کتاب دلت اینو میخونم
یادته اون عشق رسوا یادته
اون همه دیوونگی ها یادته
تو میگفتی که گناه مقدّسه
اول وآخر هر عشق هوسه
آدما آخ آدمای روزگار
چی می مونه از شماها یادگار
دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دورو خسته شدم
نمی خوای بمنوی توی این خونه
چشم تو دنبال چشمای اونه
همه ی حرفای تو یک بهونه اس
اون جهنمی که میگن این خونه اس
مثه خورشید و ماه
تن تو خاک بهشت
تن من پر از گناه
تویی یک روز بهار
یار تو خورشید گرم
من شمیمی بی همدمم
یک شب سرد و سیاه
من به دنبال تو با پای برهنه
تو جوون و تازه
من پیر و کهنه
تویی یک مرغ سفید
عاشق چشمه و رود
من گل آلوده و تلخ
قطره آبی لب چاه
تویی در راه سفر
سفری دور و دراز
تن بی قدرت من
عاجز از این همه راه
من به دنبال تو با پای برهنه
تو جوون و تازه
من پیر و کهنه
حسادت
در افسانه ها می گويند که روزی خداوند به يک آدم حسود گفت:هر چه دلت می خواهد از من بخواه.من به تو می دهم ولی به شرطی که به همسايه دو برابر بدهم!!!
اگر می خواهی به تو يک اسب بدهم به او يک جفت اسب خواهم داد.
حال بگو چه می خواهی؟
آن شخص گفت:ای پروردگار،يک چشم مرا کور کن و از همسايه دوتا!!!
من بهت شک دارم!
به روش اراذلي يا جواتي
مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
- زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري
به روش رشتي - ته غيرت
مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا جند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت
زن : بابا جون يكم هم بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار
مرد : چشب خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصن ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه به
همين راحتي ازش گذشت ! اصن خانوم جان من ميرم خونه ننم
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون
به روش تركي - نمنه
مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟
- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم
مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟
زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم
مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن
زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده
مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته
زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم
مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا
زن : سيكتير بابا
به روش سوسولي - ايش
مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم
زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه
مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين
زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم
مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن
زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته
مرد : اوا خيلي بدي تو
غضنفر و دوست تهرونيش تو خيابون راه ميرفتن. يهو غضنفر يه دوريالی پيدا ميکنه
به دوستش ميگه با اين دوزاری چيکار ميشه کرد؟
ميگه: ميشه باهاش تلفن کرد.
غضنفر دوزاری رو ميذاره درگوشش و ميگه:الو...الو...الو...!
......................................
يارو داشته با بچش بازي ميكرده، هي بچه رو پرت ميكرده بالا،
تو هوا مي گرفتدش
يه بار بچه رو خيلي ميندازه بالا ، بچه ميفته تو خونه
غضنفر اينا غضنفر هم بچه رو مياره ميگه : ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه
ديگه بندازي پارش ميكنم
....................................
افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راهها جايزه برديد. حالا ميخوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت ميگه!
تو صندلي عقب، يك يارويي خواب بوده، ازين سر و صدا بلند ميشه، ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!!
يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟!
پرسش و پاسخ
عقل:
به زنی که 1 درصد مغزش کار کنه میگن: فمینیست!
به مردی که نود درصد قوه عقلانیش رو از دست داده میگن: بیوه!
دشمن:
هر زن باهوشی میلیونها دشمن داره: همه مردهای احمق!
هر مرد باهوشی تنها یه دشمن داره: اونم زنشه که از حسودی داره میترکه!
انتقام:
بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در آورده چیه؟ بذارین شوهرتون مال اون بمونه!
بهترین انتقام از مردی که زنتون رو از چنگتون در آورده چیه؟ با اون مرده برین خانوم بازی!
دعوا:
طلا و جواهر تنها چیزیه که زنها سرش دعوا دارن که مال کدومشون بیشتره.
تلفن همراه تنها چیزیه که مردها سرش دعوا دارند که مال کدومشون کوچیکتره.
تفاوت:
فرق یه زن با گربه چیه؟ گربهها از موش نمیترسن اما زنها...!
فرق یک مرد با گربه چیه؟ یکیشون یه موجود دله است که بی چشم و روئه و براش مهم نیست که کی بهش غذا میده، اون یکی یه حیوان ملوس خانگیه!
روان درمانی:
چرا روان درمانی زنها بیشتر از مردها طول میکشه؟ به این خاطر روان درمانی زنها بیشتر طول میکشه که روانشون پاکه و باید از اول ساخته بشه!
چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟ معمولا باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر میبرند!
وقتی خدا:
مرد رو آفرید: داشت تمرین میکرد!
زن رو آفرید: فهمید فقط تمرین مهم نیست، شرایط آب و هوایی هم تو برد و باخت مؤثره.
چرا مردها از زنهای خوشگل بیشتر از زنهای باهوش خوششون میاد؟
جواب خانمها: چون قدرت چشمهاشون بیشتر از قدرت مغزشونه!
جواب آقایان: چون زن خوشگل کمیابه، اما زن باهوش اصولا نایابه.
فرق بین یک مرد باهوش و هیولای لاک نس چیه؟
جواب خانمها: هیولای لاک نس تا به حال چند بار دیده شده!
جواب آقایان: احتمالا به هیولاهه خبر داده بودن که خلاصه یه زن باهوش کشف شد! اومد تماشا کنه.
وقتی خدا حوا رو آفرید چی گفت؟
جواب خانمها: کار نیکو کردن از پر کردن است!
جواب آقایان: استثنائا موافقم، چون برای آفریدن یه زن درست حسابی خیلی دیگه باید تمرین میکرد.
وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟ جواب خانمها: هیچی، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده!
جواب آقایان: و این کاریه که تا ابد ادامه داره. چون هیچوقت نمیتونه درست هدفگیری کنه.
چرا مردا هیچوقت از حرفهای زنها سر در نمیآورند؟
جواب خانمها: چون مخ درست و حسابی ندارند!
جواب آقایان: برای اینکه هیچ رابطه منطقی بین 2 تا حرف پشت سرهم خانوما وجود نداره. واسه همین مردا سر در نمیارن.
و این داستان ادامه دارد ....
مي ميرم
مي ميرم برات
نمي دونستي مي ميرم بي تو ، بدون چشات
رفتي از برم
نمي دونستي که دلم وصل به ساز صدات
آرزومه که نمي دونستي که من مي ميرم برات
مي ميرم برات
عاشقم هنوز
نمي خوام که بموني ، بسوزي به ساز دلم
گفتي من ميرم
نمي تونستي بري به فرداها گل خوشگلم
برو راهي نيست تا فرداها ، يار خوشگلم
بمون با دلم
سفرت به خير
اگه ميري از اينجا ، تک و تنها به يه شهر دور
برو که رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور
به يه دنيا نور
سفرت به خير
برو گر شکستي ز من بتوني ، دوباره بساز
با دلي شکسته و نا اميد ، تو بازم بساز
تو بازم بساز
نمي خوام بياي
نمي خوام ميون تاريکي من تو حروم بشي
نمي خوام ازت
نمي خوام مثه يه شمع بسوزي برام تو حروم بشي
برو تا تو بزرگي که ميخوام فقط آرزوم بشي
آرزوم بشي
...!بگو اين دفعه جدايي تا کي
بگو اين اشک تنهايي تا کي
عشق من نرفتي از ياد من
ذره ذره جون سپردن تا کي
دور از تو آهسته مردن تا کي
عشق من تو بشنو فرياد من
فرياد از عشقت فرياد
بر لبم تا ابد اسم توست
اسير عشقم ، که سرنوشتم ، طلسم توست
فرياد از عشقت فرياد
اشکاي من به ياد عشق توست
هر شب و هر روز ، چشم عاشق ، به ياد توست
رفتي و چه فايده از گريه
ابر غم نشسته تو چشمام ، ميشه بارون
نيستي و باورم نميشه ، رفتي آسون
رفتي و چه فايده از گريه ، دل من تنگه هميشه
شکستي قلبم رو ، مثل شيشه
...!مرد- بخور، يه ذره بخور ديگه
زن- نه دوست ندارم، حالم بد ميشه
مرد- بخور، به خدا تميزه تازه شستمش
زن- ميگم دوست ندارم، اصرار نکن
مرد- حالا تو بخور، اگه بخوري من حال ميکنم
زن- اگه نخورم چي؟
مرد- د بخور ديگه، اين همه واسش توي حموم زحمت كشيدم كه تميز شه تا تو بخوريش، تو بخور، جاي دوري نميره، بخور عزيزم
زن- خوب آخه بدم ميياد، چندشم ميشه، اصلا از تصور اينكه بزارمش توي دهمن حالم بد ميشه، ميترسم دلم درد بگيره آخه
مرد- نه نترس، اولش اينطوري، يه خورده كه بخوري عادت ميكني، بيشتر زنها ميخورن چرا چيزيشون نميشه پس؟
زن- غلط کردن بقيه زنها، من با بقيه فرق دارم
مرد- حالا تو هم بخور که مثل بقيه بشي، آفرين خوشگلکم. بخور عزيزم
زن- اگه يک کمي نمک بهش بزني شايد بخورم.
مرد- چشم عزيزم نمک هم ميزنم، بيا اينم نمک
زن- ببين ميدوني چيه من اصلا دلم بر نميداره بخورم. بيا و از خيرش بگذر، من بخورش نيستم، بابا صد دفعه گفتم به جاي كله پاچه حليم درست كن صبحانه بخوريم. خوب خوشم نميياد. ميگي چيكار كنم.
مرد- اصلا نميخوري نخور به ... چپ سرندي پيتي، همش رو خودم ميخورم. تو هم ...... گشنه كه بموني حاليت ميشه يه من دوغ چقدر پنير ميده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نتيجه گيري اخلاقي: اونهایی كه يه جوراي ديگه فكر كردن،مطمئن باشن كه مشكل اخلاقي دارن. در اولين فرصت خودشون رو به يه روانكاو معرفي كنن.
نتيجه گيري عاطفي: بابا خوب دوست نداره بخوره يه چيز ديگه بهش بديد كه دوست داره !!!!!!!
نتيجه گيري فمينيستي: مرد غلط مي كنه روي حرف زنش حرف بزنه. اصلا مرد غلط مي كنه حرف بزنه
JJ با هم بخندیم به هم نخندیم JJ
Jيك روز ادمخواره ميره تبريز از گشنگي ميميره
Jترکه داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!
Jفرق بین سرباز با زن :سرباز وقتی تسلیم میشه دستاشو میبره بالا ولی زن پاهاشو
Jپرستاره سينش بيرون بوده،سرپرستار بهش تذكر ميده. پرستاره ميگه:همش تقصير دكتراي بخش كه هرچيو برميدارن درست سر جاش نمي زارن.
Jيك روز يك زن ميره پيش دكتر ميگه آقاي دكتر من از دست اين سينه هاي بزرگ خسته شدم بعضي وقتا ميخوام بندازم جلوي گربه دكتره فوری ميگه ميو ميو
Jزندگي زناشويي عبارت است از : 3 هفته آشنايي - 3 ماه عاشقي - 3 سال جنگ - 30 سال تحمل ...
Jيه روزي به يك تركه ميگن تاحالا تو خیابون چپ كردي ميگه نه ... ولي يه بار توي خيابان راست كردم آبروم رفت.
Jسر در خونه نيكي كريمي نوشته بوده صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را نيكي چه بدي داشت كه يك بار نكردي؟ (دم استخر خونشونم نوشته بودن: تو نیکی می کن و در دجله انداز ....)
Jمردي به اتاق رئيس رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي مي خوام. رئيس گفت : شماکه يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟ مرد گفت : آخه نمي خواستي تعطيلاتم را خراب کنم !!!
Jدر زايشگاه پدر بچه به خانم پرستار گفت : به نظرم اين بچه خيلي شبيه من است. پرستار گفت : اشکالي نداره بچه ها همه شون اولش خيلي زشت و بد ترکيب هستند
Jروزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.
Jیه بار ترکها تبریز رو گلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردند فهمیدند که گلها رو با گلدان پرتاب کردند.
Jاصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه
Jترکه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري از ترکه نميشه. نصفه شب ترکه خاک آلود و خسته مي ره خونه . زنش مي پرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ ترکه مي گه: والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو کندم!!!
Jرشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران
Jبچه رشتي گنجشك مرده مي بينه مي گه بابا جان بابا جان گنجشك مرده چرا پاهاش بالايه باباش مي گه پسرم گنجشك كه مي ميره فرشته ها مي ان ببرنش به اسمان به بهشت . فردائي پسره زنگ مي زنه مي گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالايه عباس اقا هم افتاده روش نمي ذاره مامانو ببرن بهشت .
Jشب جمعه هزار پاي نر و ماده مشغول بودند که پس از گذشت يک ساعت هزار پاي نر به هزار پاي ماده گفت: خسته شدم بابا.خودت بگو که لاي کدوم پاته؟
Jبه تر كه ميگن با "آيس كريم" (ice cream) جمله بساز
ميگه : همسايمون يه زنه است. آي سيكيم ... آي سيكيم... عجب چيزيه!!!
Jخروسه کیرشو گرفته بود زیر شیر آب سرد
بهش میگن چته؟
میگه همه جور مرغی کرده بودم غیر از مرغ کنتاکی
Jتركه بابا ننه اش رو ميكشه..تو دادگا ه قاضي يه ميپرسه چرا بابا ننت رو كشتي..؟.تركه ميگه تازه به روابط كثيف شون پي بردم.
Jمي دونين اگه يه ايراني با يه ژاپني ازدواج كنه بچش چه شكلي ميشه
.....
.....
.....
جواب:
چشمش تنگ ميشه كونش گشاد
Jمی دونين چطوری ميشه خانمها رو توی سنين مختلف با توپها مقايسه كرد؟
يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستن...
توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه...
توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پونگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدن...
توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگيه... كسی جرات نمی كنه از ۱۰ متريش رد بشه!
Jتركه تو جهنم بوده ...
يه روز ميره دم در بهشت در ميزنه ميگه ... ببخشيد يخ داريد ؟
ميگن داريم ولي نميديم ...
ميگه باشه اشكال نداره اما فردا نيايد بگيد آب جوش بديد ها ... !!!
Jبدون توي دنيا
يه قلب هست كه
فقط براي تو ميتپه
اونم قلب خودته!!!
ترکه سکته مغزی میکنه می برنش بیمارستان مغز خر بهش پیوند میزنن.
به هوش که میاد فارسی حرف میزنه ...
تركه ميزنه به سيم آخر برق ميگيرش
تو اردبيل مانور ميزارن دشمن فرضي پيروز ميشه
ترکه دكتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور يكيشم يک ربع قبل از بيداري
به تركه به جاي مشروب آب ميدن مست ميكنه عربده ميكشه!! دوستاش
بهش ميگن بابا آب بود !! ميگه ديرگفتين ديگه من رو گرفته
يه شب يه ترکه ميره دزدي ، بعد صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه اون جا ؟ تركه ميگه : هيچكي ، گربست ، بعععععع
يه تركه كت شلوار ميپوشه و ميره آمريكا از هواپيما كه پياده ميشه يكي ميرسه بهش ميگه ببخشيد آقا شما تركي ؟
ميگه از كجا فهميدي ؟
ميگه از اونجا كه كتت رو كردي تو شلوارت
تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد
يه روز يه تركه رفته بود غازش رو بفروشه.يكي اومد گفت : خر چند؟! تركه گفت : اين كه خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : كي با تو بود؟! با اين غازه بودم
به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟؟؟